تبليغاتX
چارچوب - دموکراسي و گاو
چارچوب من دیگر تاریخ به روز رسانی مشخصی ندارد!

با هزار زور و زحمت هنگام انتخاب واحد پر سرعت ترين کافي نت شهر را انتخاب مي کني،  پس از يک ساعت استرس و انرژي هدر دادن پشت کامپيوتر، پس از کلي ترس و لرز که "اي خدا اينو حذف کنم اون يکيشو بگيرم فلان نشه" و "اي خدا تا اين تداخل زماني رو برطرف مي کنم اين دو تا جاي خالي پر نشه" و "اي خدا…" و "اي خدا…" و "اي خدا…" بالاخره استاد خوبه ي دانشگاه براي درس پنج واحدي ات که خدا تومان هم بابت شهريه اش توي جيب دانشگاه ميريزي گيرت مي آيد و سر خوش با کلي اميد و آرزو مي روي سر کلاسش. يک جلسه هم سر کلاس درس استاد محبوبت مي نشيني و هم تو از ديدنش کيف مي کني و هم احتمالا او!
خوشحال و شنگول بر ميگردي و يک هفته براي خودت با تمارين دست آزاد استاد حال مي کني. که يکهو مي بيني مدير گروهت استادت را داده به يک مشت ترم بالايي که نفوذ بيشتري در دانشگاه دارند و جوجه مهندسي که هنوز مهر مدرک فوق ليسانسش خشک نشده ، شده استاد تو! نه مي تواني اعتراض کني، نه اعتصاب، نه شکايت، نه دعوا و نه گفتمان. هر چند تا که باشيد پرونده تان را مي گذارند زير بغلتان و مي گويند: "هرِّي!"
آن زمان است که به اين نتيحه مي رسي که حق انتخاب در دانشگاه آزاد اسلامي واحد استهبان يعني کشک! ماده سفيدي که اصالتا تنها از گاو ترشح مي شود (!)

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 6:1 بعد از ظهر  توسط امين  |