این روزها به یک خانه تکانی احتیاج دارم. مدتی است به خودم نرسیده ام. کودکم را فراموش کرده بودم. کودک درونم را. همانی که با خودم عهد بسته بودم متولد سال شصت و هفتش کنم. مدتی بود که از رشد ایستاده بود. باید با خودم خلوت کنم. کفش هایم نیازمند تعمیرند. باید تعمیرشان کنم و دومرتبه بی وقفه بدوم. خدا را شکر که استهبان هرچه را که نداشته باشد یک طبیعت دست نخورده بکر دارد. آبشار مکان خلوت من با کودک درونم است. فقط منم و او. تنهای تنها. تلفنم را خاموش می کنم، بر تخته سنگی می نشینم و از این بهشت زمینی انرژی می گیرم. یکی ، دو روز گور پدر معماری!