
هر چیزی را که پلمپش کنی دست نیافتنی می شود.
اسلام
محمد و آلش
ولایت فقیه
آیت الله خمینی
انقلاب
و جنگ
فرقی نمی کند.
مهم این است که تو خودت را مقید کرده ای به هنجارهای تاریخ مصرف گذشته. از ابتدا هم به تو گفته اند دفاع مقدس و تو مقدسش می دانی. به تو گفته اند مقام معظم رهبری و تو معظمش می دانی. بدون این که بدانی مقدس و معظم یعنی چه و به چه و که اطلاق می شود.
این می شود نتیجه اش که مقام معظم رهبری یک رییس جمهور را مورد دفاع خود قرار می دهد و تو نمی توانی مخالف آن باشی. به تو گفته اند که او نماینده امام دوازدهم خدا بر روی زمین است و تو حق نداری با خدا مخالف باشی. تو نمی توانی با رییس جمهورت مخالفت کنی. در انتقاد بر روی این تابوها بسته است و تو نمی توانی عنوان تقدس آنها را از آنها جدا نمایی.
می دانی بودند کسانی که در روزهای اول این جنگ با دست خالی از متجاوز به خواهر و همسر و مادرشان اسلحه می گرفتند. می دانی بودند جهان آرا و چمران و بلبل خمینی. می دانی بودند رزمندگان دائم الخمر و لواط کار. می دانی بودند ستون پنجم های خودی و می دانی که هستند. هنوز هم هستند. در کنار دست تو. با چهره ای متحجرانه تر و فریبنده تر از دیروز. و این وظیفه توست که این هاله کاذب نور را از چهره ها بزدایی و جهان آرا را از بنی صدر بشناسی. هر چیزی را که پلمپش کنی دست نیافتنی می شود. هر چیز دست نیافتنی به اسطوره تبدیل می شود.
پی نوشت ۱ : این روزها دلم لک زده برای حاج کاظم حاتمی کیا و دومان ملاقلی پور. حاتمی کیا که معکوس راه می رود. کاش ملاقلی پور زنده بود.
پی نوشت ۲ : جهان آرا و بنی صدر الزاما شخصیت های مثبت و منفی نیستند. هاله نور را که برداری خیلی چیزها ممکن است عوض بشود.