يكي از پير جوون هاي زخم چشيده زمان انقلاب از اون دوران تعريف مي كرد ؛ در دانشگاه ها جمع مي شديم. راجع به سياست بحث مي كرديم. راجع به دين. اسلام در خطر بود نمي تونستيم ساكت بمونيم. بايد كاري مي كرديم. دولت عادل نبود. ما حكومت عدل علي مي خواستيم
… 
تو بودي اون زمان؟ من كه نبودم. يعني ما نبوديم. نسل ما. فرزندان انقلاب.فرزندان امام. نمي دونم اون زمان بر ملت ما چه گذشت. به منابع تاريخي نمي شود اعتماد كرد. عمق فساد و بي عدالتي و فقر چقدر بود؟ اصلا چرا انقلاب؟ آهاي نسل اولي ها چرا انقلاب
… ؟ چرا جنگ؟ الآن وقت جواب دادنه. چرا هيچ كدوم جواب نمي ديد؟ آهاي نسل اولي ها چرا طفره مي ريد؟مي دونم. مي دونم كه نيتتون خير بوده. همه ما زندگي سالم و آسوده مي خواهيم. كيه كه از بي بند و باري خوشش بياد؟ كيه كه نخواد كشورش پيشرفت كنه؟ كيه كه نخواد هشت ساعت كار كنه هشت ساعت استراحت كنه و هشت ساعت كنار خانواده اش باشه؟ ولي راه داره. چاه داره برادر من. تغيير كلي حكومت آخرين راه چاره بود. آيا واقعا هيچ راه ديگري نبود؟ با توي انقلاب كرده ام. آيا واقعا اسير احساساتت نشدي؟
صبر كن. زود قضاوت نكن. نمي خوام باز دوباره يه مشت حرف تكراري بي نتيجه بزنم كه چه مي دونم فلاني ال بود، بل بود،
… يا بهماني ال هست ، بل هست و …تاريخ انقضاي اين صحبت ها به سر رسيده. ديروز دهه فجر ديگري هم تمام شد. رفتيم تو سي سالگي. عمر به همين سرعت مي گذره. تو اين سه دهه كره و مالزي و چين و ده ها كشور ديگر از اين رو به اون رو شدند. البته ما هم كم پيشرفت نكرديم. ولي اشتباه كار ما در اين بود كه از صفر شروع كرديم. تقريبا صد و هشتاد درجه تغيير مسير داديم كه البته توجيهاتي هم براش داريم كه ممكنه نتونه نسل سوم رو قانع كنه.
به هر حال همون طور كه گفتم زمان اين بحث ها گذشته. حال وقت عمله. نبايد از قافله جهاني عقب ماند. پاشو برادر من. سياست رو ول كن كه نه پدر داره نه مادر. دست من در دست چارچوب است. پس دستت رو بده به من. خودت براي بدست آوردن رفاه و آسايش تلاش كن. اگر بعد از سي سال هنوز نتونستيم به حكومت عدل علي برسيم دليلي نداره جز اين كه خود عادل نيستيم. پس بيا با من كه اول بايد خودمون رو اصلاح كنيم. باز هم مي گم. اول بايد خود اصلاح شويم. پس يا علي بگو و پاشو.
برنامه چارچوبي ها از امروز تا هميشه
اگر كره جنوبي و مالزي از ليست كشور هاي جهان سوم خط مي خورند و در ليست كشور هاي جهان دوم نوشته مي شوند در درجه اول نتيجه تلاش مردمشان است نه دولتشان ... . اگر اشتباه اول ما تغيير حكومت سي سال قبل باشد ، اشتباه دوم ما تغيير حكومت فعلي است. پس به جاي انتقاد هاي بي نتيجه و بي اساس طرز تفكر و عملت رو عوض كن. بي شك اولين نتيجه مثبتش به زندگي خودت بر خواهد گشت.