تبليغاتX
چارچوب
چارچوب من دیگر تاریخ به روز رسانی مشخصی ندارد!

مادربزرگ مرحوم من یک داستان قدیمی تعریف می کرد که البته چون سالهاست نشنیدمش جزئیاتش رو به خاطر ندارم. این داستان شاید به ظاهر ساده بیاد ولی در لایه های درونی خودش حرف هایی برای گفتن داره:

«روزی یک نفر داشت می رفت منزلش. وقتی رسید تازه فهمید کلیدش رو گم کرده. همسایه اش رو دید که مجلس عزاداری داره. چون جایی رو نداشت رفت تو و شروع کرد به گریه کردن. از همه بیشتر ناراحت بود و گریه می کرد. مجلس که تموم شد باز هم داشت گریه می کرد. همسایه ها اومدن بهش گفتن مجلس تموم شده ، اجرت با ... و از این حرفا! ولی تازه فهمیدند که طرف برای خودش گریه می کرده که الآن باید بره و پشت در بمونه... »

 

   

 

دوباه محرم از راه رسید. دوباره هیئت های مذهبی بساط پهن می کنند ، داربست می بندند و چادر می زنند. دوباره بوی خورش قیمه و شعله زرد. دوباره پارچه های سیاه و جمله « باز این چه شورش است » روی اون ها . دوباره مداحانی که مکه نرفته حاجی صدا شون می زنند. دوباره شعر های ریتمیک عزاداری امام حسین. شعر هایی که ریتم ترانه های خواننده های قبل و بعد از انقلاب را دزدیده اند. شعر هایی که از مظلوم بودن و به بدبختی و فلاکت افتادن و در به در شدن یک خانواده صحبت می کنند. شعر هایی که هدفی ندارند جز تأثیر گذاری بر شنونده. جز گریاندن محض مخاطب.

 

نمی خوام غر بزنم ، نمی خوام از جوانان و نوجوانانی بگم که از روی کمبود تفریح در مراسم عزاداری شرکت می کنند. نمی خوام از اون هیأت شیرازی بگم که جوانانش برای این که شب تا صبح بیکار نباشند با زنان خیابانی از خودشون پذیرایی کردند ، نمی خوام از مداح مستی بگم که شب تاسوعا زیر لب به کسی که محکم زنجیر نزنه فحش ناموسی می داد. نمی خوام از اون هیأتی بگم که سر زودتر رد شدن از یک چهار راه با هیأت محله بالاتر دعوا می کنه و جان یک نفر رو توی این دعوا می گیره. نمی خوام از قمه زنی و خرافه پراکنی و داستان سرایی و ...

نه ، نمی خوام از این مشکلات بگم. حرف من یک جمله است و اون هم اینه که عزاداری های ما جنبه تشریفاتی دارند. به جای عزاداری و گریه و زاری ببینیم حسین (ع) چرا قیام کرد و سعی کنیم از عملش درس بگیریم.

 

اصلاً چرا عزاداری کنیم؟حسين كه خودش مي دونست شهيد مي شه. شهادت با كشته شدن فرق داره. شهادت مرگي است دلخواه. مرگي كه مجاهد اون رو با همه آگاهي و منطق و شعور و بيداري و بينايي خودش انتخاب مي كنه. شهيد شدن يك تراژدي نيست. در فرهنگ ما شهادت يك درجه است. وسيله نيست. خود هدفه. چرا براي شهداي كربلا مرثيه سرايي مي كنيم؟ چرا به جاي اين كار سعي نمي كنيم هدف اونها رو براي نسل امروز بازگو كنيم؟ حسین پیروز میدان بود. حسین مظلوم نبود. در واقع ستم دیده بود ولی مظلوم به معنای بدبخت و بی چاره نبود. امثال حسین در طول تاریخ بارها می تونستند با یزیدها صلح کنند و زندگی دنیایی خوب و مرفهی داشته باشند. پس چرا خانواده حسین رو به بیچارگی و درماندگی نسبت می دهیم؟ برای پیروز یک نبرد نباید عزاداری کرد. نباید لباس سیاه پوشید. نباید به جای اثبات پیروزی اون با دلیل و برهان به جوانان اون رو مظلوم و درمانده جلوه داد. نباید تاریخ رو تحریف کرد. ما جوانان حق داریم که حسین رو بشناسیم. این رو به افرادی می گم که خودشون رو متولی نشر ارزش های اسلامی می دونن. کسانی که ادعا دارند حکومتی اسلامی درست کردن تا هر مسلمونی بتونه با اسلام ناب محمدی زندگی کنه! آخه ما شیعیان به امثال حسین افتخار نکنیم ، پس  به کی افتخار کنیم؟

 

هر سال این مداحان اهل بیت فقط از یک مشت انسان می گویند که به طرز درد آوری قتل عام شدند و مردم ساده دل ما فقط اشک می ریزند و دستمال کاغذی حروم می کنند. این اتفاقات چند روز تکرار می شن و بعدش هم تا سال آینده با حسین خداحافظی می کنیم. تازه این نیمه پر لیوانه. خیلی ها این وسط نه واسه حسین بلکه برای کلیدشون گریه می کنند. در واقع از این مجالس برای تخلیه روحی خودشون از مشکلات و سختی های زندگی استفاده می کنند. نگو نه! انکار نکن که هم من می دونم ، هم خودت که کم نیستند این دسته از مردم.

من هم مثل خیلی های دیگه حسین رو نمی شناسم. با هدفش از نبرد چندان آشنا نیستم و به خودم هم اجازه نمی دم در این باره صحبت کنم. درباره مردی که می فرمود اگه دین ندارید دست کم آزاده باشید.

 

پس بیایید شناخت حسین رو از کسانی بخوایم که هر سال با تعریف کردن قصه تکراری غم انگیز کشته شدن اون سرگرم مون می کنند.

 

برنامه چارچوبی ها از امروز تا همیشه

 

به جای این که برای امام حسین (ع) سیاه بپوشید و مجالس عزاداری تشریفاتی برپا کنید یا در اونها شرکت کنید ، از زندگی اش درس خوب زندگی کردن و از مرگش درس خوب مردن رو یاد بگیرید. نه فقط در روز های محرم بلکه در تمام عمر.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط امين  |