تبليغاتX
چارچوب
چارچوب من دیگر تاریخ به روز رسانی مشخصی ندارد!

باز هم آخرین جمعه شد و باز هم  مشت محکم بر دهان اسبتکبار جهانی! آخی بیچاره اسبتکبار جهانی. من که شرکت نمی کنم ولی هیج کسی رو هم از شرکت کردن منع نمی کنم. فقط از شما میخوام بیاید یکم با فکر باز تر به مسایل نگاه کنیم.

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط امين  | 

   

در پست پنجم مهرماه 86 مطلبي رو راجع به آقاي احمدي نژاد و سفر ايشون به نيويورك نوشتم. به جز يكي دو نظري كه موافق بودند بقيه نظرات دوستان مخالفت با نوشته من بود.

به همين خاطر هم دوباره نوشته ام رو از اول خوندم. اعتراف مي كنم كه در اين مطلب كمي تند رفتم. شايد از آقاي رييس جمهور عصباني بودم. نمي دونم ولي اين رو قبول دارم كه خيلي هم عادلانه ننوشتم. اين بود كه اومدم بگم اول از آقاي رييس جمهور و بعد از همه دوستانم به خاطر لحن تندم عذر مي خواهم. قبول دارم كه مطلب پنجم مهر ماه با اهداف وبلاگ چارچوب تقارن داشت. ولي به هر حال هر انساني جايزالخطاست و من هم مستثني نيستم. حالا هم براي جبران اشتباهم حاضرم اگر حداقل ۲۰ نفر در نظرات حذف شدن مطلب پنجم مهرماه رو بخوان سريعا اين مطلب رو حذف كنم. البته اين رو هم بگم كه با موضع رييس جمهور راجع به حل مشكل فلسطين و اسراييل يا ه م ج ن س گ ر ا ي ا ن مخالفم.

براي اينكه ثابت كنم بدون هيچ قصد و غرضي اون مطلب رو نوشتم و به نظرات همه دوستانم احترام مي گذارم عين نظرات رو در اينجا بازگو مي كنم و جواب میدم:

آقاي رضا نوشته اند:

سلام. من فكر كردم كه يك نفر آدم با منطق پيدا شد ولي متاسفم كه شما هم زياد نتوانستيد رل ادمهاي منطقي را بازي كنيد و خودتان را لو داديد. من در مورد سانسور بايد با صراحت بگويم مردم ما بي جنبه هستند همه بيش و كم. همين هم باعث ميشه كه نشه مسائل را واقعي با مردم در ميان نهاد. علت ديگر هم كم اطلاعي و به عبارتي ناداني مردم است كه اگر به صحبتهاي افراد كوچه و خيابان گوش دهيد متوجه ميشويد كه يا كوركورانه حمايت مي كنند يا كوركورانه فحش مي دهند. نميدانم شما نمي دانيد يا خودتان را زديد به ..... اين حرفها چيست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حرفهات كاملا نادانانه!!!!! است. من حوصله ندارم به اين مسخره بازيها جواب بدم. چون خيلي تابلو هست كه داري سفسطه ميكني.خودت مي سازي خودت هم مسخره مي كني. كاش كمي ديرتر خودتو لو داده بوده تا دل من خوش مي بود كه يك روشنفكر پيدا كردم. منطقت كاملا اشتباه هست.هدف رئيس اون دانشگاه اين بود كه احمدي نژاد رو عصباني كنه يا سخنراني رو ترك كنه تا حرفش به گوش مردم دنيا نرسه.اين كه تو دانشگاه به يكي فحش بدن اتفاقا باعث افزايش محبوبيت طرف ميشه چون دانشجوها احتمالا از توهين و اين جور كارا بدشون مياد. و وقتي ميبينن كه احمدي نژاد جلوي اون همه توهين اخم نكرد تصور خشونت و جنگ طلبي و وحشي بودن ايشان را از ذهن بيرون مي كنند.

آقا يا خانم گل خشبو نوشته اند:

متاسفم كه شما درباره احمدي نژاد چنين بي رحمانه نظر مي دهيد و شخص كارداني مثل ايشان را بدون دليل موجه به زير سوال مي بريد.

خانم بهناز نوشته اند:

سلام خوبي؟

بسيار زيبا صحبت كردي.خوشم اومد. ممنون كه سر زدي.بازم بيا

آقاي پويا نوشته اند:

سلام خوبي؟ شما تحليلت بد نبود حتما مي دوني كه من يه بچه حذب اللهي هستم يا حداقل سعي دارم حذب اللهي باشم .اين كه آقاي احمدي نزاد اصلا به آمريكا رفتنش درست بود يا نه مورد بحثه به نظر ما اصلا نيازي به آمريكا رفتن نبود. ما اين همه سال رابطه نداشتيم. الانم نداشته باشيم. ما تا الان با دعاي امام زمان كشورمون سر پا بوده. از اين به بعدم سر پا مي مونه اگه قرار بود آمريكاييها بتونن با تحريم كاري رو جلو ببرن كه همون زمان دفاع مقدس بايد كشور از بين مي رفت ولي ديديم كه با امداد الهي كشور پا بر جا بود در نتيجه باز هم ميگم اين بهانه خوبي براي آمريكا رفتن نيست كه آقاي احمدي نزاد بخواهد بگويد ما براي سياست هاي صلح طلبانه به آنجا رفتيم همونطور كه خودتون اشاره فرمودين شبكه هاي آمريكا هيچ وقت نمي گذارن اين سخنراني ها پخش بشه. پس اولين نتيجه مهم اينه كه اين همه راه سوار جت شدن و رفتن به آمريكا غلطه. سال ها پيش نماينده شوروي پس از اين كه امام خميني (ره) فرمودند : آمريكا هيچ غلطي نميتونه بكنه به ايران اومد و به امام گفت حالا كه يكي از قدرت هاي غرب رو رد كردين پس به يك قدرت شرق تكيه كنين و امام (ره) همون جا سخنراني رو ترك كردن و گفتن اگر قرار باشه قدرتي در جهان باشه 3 قدرت وجود داره نه 2 قدرت :ايران شوروي و آمريكا. مي بينينيد كه الان اقتصاد آمريكا داره روند رو به پايين رو طي مي كنه آن هم به خاطر كمبود بوجه در اداره عراق. دير يا زود برادر عزيز آمريكا از هم خواهد پاشيد و باز هم مي گويم ما هيچ نيازي به روابط با اين قاتلان مسلمانان نداريم و لا حول و لا قوه الا بالله و هو العلي و العظيم . امام زمان ياور شماست .يا علي مدد.

آقاي محمد رضا نوشته اند:

سلام، اگه يه نفر به تو فحش بده تو هم در جواب دو تا فحش بهش بدي چي ميشه؟، يه بچه بازي مثه بچگيا كه تا كسي چيزي بهمون ميگفت كف دستمون رو نشون ميداديم و ميگفتيم آيينه! ، اگه قرار بود محمود جواب فحشو تحقيراي رئيس دانشگاه رو بده همين قضيه پيش مي اومد. يه كم سنجيده تر تحليل كن و خام و بازيچه ي غرب نشو، نظر پويا هم خوب بود، خدا نگهدارت به من هم سر بزن.

خانم ياس نوشته اند:

سلام. حقيقتا من خيلي اهل سياست و اين جور چيزا نيستم. هنوزم نمي دونم واقعا احمدي نژاد كار درستي كرد كه رفت به اون دانشگاه يا نه؟

اينكه گفته ما ه م ج ن س گ ر ا نداريم، خب هرچي باشه اونم يه آدمه. بالاخره اشتباه مي كنه. هر چند نبايد منكر اين موضوع شد كه اون يه رييس جمهوره و هر كلمه اي از حرفاش مي تونه سرنوشت يه مملكت رو تغيير بده. اين وسط هم كه تلويزيون هر كاري دلش مي خواد ميكنه، كم ميكنه، زياد مي كنه و
نمي دونم اينا تا كي مي خوان مردم رو بازيچه ي دست خودشون قرار بدن. ما هم كه طبق معمول با سازشون مي رقصيم. ولي خب از همه ي اينا گذشته من يه تار موي احمدي نژاد رو به صدتاي عالي جنابان گذشته ترجيح ميدم.

آقاي ايليا (عدنان) نوشته اند:

سلام رفيق............اسم لينكمو مي ذاري طنز نوشته هاي يك ذهن مخدوش؟؟؟؟

بابا تحليل....خوشم اومد....سر بزن. آپم.

آقاي س م س و نوشته اند:

تورو خدا بسه. همه تحليلگر شدن. مثل اين كه تبليغات رسانه هاي غربي روي شما هم اثر گذاشته.

دوستان عزيز من هميشه سعي مي كنم فردي با منطق باشم . آقا رضا من رل آدم هاي منطقي رو بازي نميكنم. در واقع رياكاري نمي كنم. در مورد سانسور بايد بگم كه بر خلاف عقيده شما اعتقاد دارم تمام اتفاقات مملكت رو بايد به مردم گفت. چه خوشايند باشند چه ناخوشايند. دوستي تعريف مي كرد در زمان جنگ وقتي راديو و تلويزيون اعلام مي كرد كه دشمن پيشروي كرده و يا فلان عمليات شكست خورده نيم ساعت بعدش مردم براي رفتن به جبهه صف مي كشيدند. اگه شما اخبار جنگ جهاني سال 1320 رو بخونيد مي بينيد كه رسانه هاي داخلي اخبار بد جنگ و پيشروي هاي دشمن رو سانسور مي كردند و همين باعث ميشد كه مردم به رگ غيرتشون بر نخوره و مقابل دشمن نايستند و خطر رو بيخ گوششون حس نكنند و ايران خيلي زود به اشغال نظامي در بياد. به هر حال اگه جاي شما بودم سعي مي كردم اگه از طرف مقابلم انتقاد مي كنم حداقل مثل شما توهين نكنم. آقاي پويا با نظر شما موافقم ولي معتقدم ما نه تنها به آمريكا بلكه به همه كشورهاي دنيا نياز داريم و اونها هم به ما. ولي به هر قيمتي نبايد اين نيازمون رو برطرف كنيم. مي تونيم ضمن حفظ ارزش هامون حتي با امريكا هم رابطه داشته باشيم.

دوستان رسانه هاي غربي روي من تاثير نگذاشتند. اگه يك بار ديگه پاراگراف آخر مطلب پنجم مهر ماه رو بخونيد مي بينيد كه من هيچ پدر كشتگي اي با آقاي احمدي نژاد ندارم و اگرچه با سياست هاش مخالفم ولي يك موي گنديدشو با هزارتا جرج بوش عوض نمي كنم. حرف من اينه كه سياست بسيار پيچيده است. آقاي احمدي نژاد نبايد در مقابل دوربين هايي كه ميليون ها بيننده داره همون طوري صحبت كنه كه سر كلاس دانشگاهش مقابل 50 تا دانشجو صحبت مي كنه. اگه تاريخ نهضمت ملي شدن صنعت نفت رو بخونيد مي بينيد كه دكتر مصدق اگه لازم ميشد يك دفعه داد و فرياد راه مي انداخت يا سهوا غش مي كرد يا مثلا قوام با وعده وعيد هاي دروغ و با نيرگ و دغل بازي تونست بعد از جنگ جهاني خارجي ها رو از كشور خارج كنه و گرنه الآن در نقشه از اصفهان به بالا ديگه اسم ايران روش نبود. من نمي گم آقاي احمدي نژاد از اين كارها بكنه ولي بايد با سياست تر باشه و هر كلمه اي كه از دهانش بيرون مي آد حساب شده و با تفكر ياشه.

در مجموع بايد بگم با سياست هاي دولت نهم به شدت مخالفم ولي تند روي هم نمي كنم. 

متاسفانه وقت زيادي ندارم و نمي تونم بيشتر از اين بنويسم. اميدوارم سو تفاهم ها برطرف شده باشه. باز هم از نظرات دوستان ممنونم و سعي مي كنم از اين به بعد بهتر و عادلانه تر بنويسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 9:59 قبل از ظهر  توسط امين  | 

امروز رسما زندگاني دانشجويي ام رو شروع كردم. صبح چمدان لباسهام رو برداشتم و رفتم ترمينال. به استهبان كه رسيدم مستقيم رفتم خونه.

با سه تا از دوستام كه البته به تازگي با هم آشنا شديم يه خونه 5 اتاق خوابه اجاره كرديم كه 2 تا اتاقش هم خاليه. خونه نوسازي نيست ولي نسبت به بقيه خونه هاي استهبان قابل زندگي تره. يك حياط داره كه توش پر از دار و درخته و يك تخت بزرگ هم وسط حياطشه. قبلا اسباب و اساسم رو برده بودم و فقط لباس هام مونده بود. خونه اي كه اجاره كرديم نزديك دانشگاه است و با تاكسي يه 5 دقيقه اي بيشتر راه نيست.رفتم دانشگاه. دانشگاه خودش واسمون انتخاب واحد كرده بود. با اين برنامه كلاسهام مي تونم 2 شنبه شب بيام شيراز و 4 شنبه شب برگردم. يه چند تا از دوستاي قديمي ام رو هم توي دانشگاه ديدم.در كل براي روز اول بد نبود.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 8:39 بعد از ظهر  توسط امين  |