تبليغاتX
چارچوب
چارچوب من دیگر تاریخ به روز رسانی مشخصی ندارد!

 

               

 

امروز رفتم آرایشگاه. نمی خواستم موهام رو زیاد کوتاه کنم. فقط می خواستم یه مقدار مرتب تر بشن. چندین ماه زحمت کشیده بودم تا به این شکل و قیافه در اومده بودن. حیف بود کوتاه بشن. وقتی روی صندلی نشستم چندین بار با تاکید گفتم که نمی خوام موهام رو زیاد کوتاه کنی. آقای آرایشگر هم گفت چشم . من به کارم واردم. سالهای ساله که شغلم اینه. خیالت جمع . همونی میشه که دوست داری. یه مدل جوون پسند. چشمتون روز بد نبینه. چند دقیقه ای که گذشت دیدم انگار موهام یه جور نافرمی دارن کوتاه میشن. به آرایشگره گفتم. گفت نه قربان درسته. بعد از سشوار مشخص میشه. سشوار رو که کشید دیدم این اصلا اون مدلی که می خواستم نیست. شبیه انسان های نخستین شده بودم. آرایشگره گفت این مدل چه می دونم 2007 است و فلان بازیگر موهاش این جوریه و مده و … و هر کی میخواد نشون بده تو خطه این روزا  این مدل مو رو انتخاب می کنه !

آخه مرد حسابی اینا به ما چه ربطی داره؟ مگه ما خودمون فرهنگ نداریم که مثل طوطی ( در واقع مثل میمون! ) از فلان هنرپیشه هرزه هالیوودی یا فلان خواننده تقلید می کنیم؟ مگه هرچی جوونای اروپایی می پسندند ایرانی ها هم باید بپسندند؟ مگه هرچی جوونای ایرانی می پسندند من هم باید بپسندم؟ اصلا می خوام صد سال سیاه جوون پسند نباشم. می خوام صد سال سیاه کسی برام غش نکنه!

حیف که از دعوا کردن و درگیری فیزیکی متنفرم. حیف که سن و سال اون آقا رو رعایت کردم. بعد از یه دعوای لفظی تنها کاری که می تونستم بکنم این بود که موهام رو کاملا کوتاه کنم.

 

جالب این جاست که این آقا کلی از اصالت و رگ و ریشه سفت و سختش حرف میزد. جالب این جاست که این آقا آرایشگر یک آرایشگاه خوش رنگ و لعاب بالاشهری با کلی خدم و حشم بود. جالب این جاست که قشری که به این آرایشگاه می اومدن خودشون رو متجدد و روشنفکر و … می دونستند.

یه لحظه با خودم فکر کردم فرق این آرایشگاه با آرایشگاه های پایین شهر یا مرکز شهر چیه؟ کولر گازی اسپیلت و پذیرایی و کفپوش ها و دیوار پوش های گران قیمت و فرش قرمز زیر پات؟ نه. در و دیوار و تخته و آجر ارزش چندانی ندارند. فرقشون خیلی فراتر از این چیزهاست. این متجددان با فرهنگ اسیر یک فقر فرهنگی اند. فقری که شاید مو پشت بلندای تسبیح به دست به قول شیرازی ها خلو ای که تمام عشقشون موتورسیکلت یاماهای سیصد چهارصد هزار تومنی شونه نداشته باشن.

 

کارم که تموم شد پولشو پرت کردم روی میز و به سرعت اومدم بیرون. من موندم و یک کله کچل. کله کچلی که به صد مدل موی 2007 اروپایی شرف داره.

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 9:4 قبل از ظهر  توسط امين  |