تبليغاتX
چارچوب
چارچوب من دیگر تاریخ به روز رسانی مشخصی ندارد!

                                   

همان طور که می دونید دیروز صبح تیم ملی والیبال ما در فینال مسابقات جهانی والیبال نوجوانان تیم ملی چین رو برد و اول شد. حتما می دونید که تا به حال سابقه نداشته یک تیم گروهی ایرانی در جهان اول بشه. پس خدا کنه این پیروزی ها ادامه داشته باشه. پخش زنده این مسابقه رو که دیدم یه چیزی شدیدا توجه منو به خودش جلب کرد. در قسمتی که تماشاگران ایرانی نشسته بودند دونوع پرچم متفاوت می دیدیم. یکی پرچم سه رنگ ایران با آرم جمهوری اسلامی و دیگری پرچم سه رنگ ایران با نشان شیر و خورشید!

خداییش توی دنیا کدوم کشوره که دو نوع پرچم داشته باشه؟! پرچم یک کشور نماد اتحاد آن کشوره. مقدسه. پاکه. هر شکلی که داشته باشه همه باید بهش احترام بگذارند. شیر و خورشید نشانی زیبا و پر معناست که ریشه در تاریخ کهن ما داره ولی به هر حال سی ساله که نشان الله در وسط پرچم رسمی ایران نقش بسته. و هرکس که خودش رو متعلق به ایران می دونه موظفه به این پرچم احترام بگذاره. دوران انقلاب هر چه بوده تمام شده. رژیم عوض شده. پرچم ایران تغییر کرده. نمیخوام بگم این تغییر درست بوده یا نه ولی اگر کسی با حکومت جمهوری اسلامی مخالفه حق نداره جلوی چشم خارجی ها پرچم شیر و خورشید را به عنوان پرچم ایران معرفی کنه.

این بچه های والیبالیست در این کشور و این رژیم بزرگ شده اند. با هزینه جمهوری اسلامی ورزش کرده اند. مربی خارجی گرفته اند . اردو رفته اند و … و به این جا رسیده اند. پس موفقیتشون را مدیون جمهوری اسلامی هستند.

بگذارین مشکلات داخلیمون برای خودمون بمونه و خودمون با هم حلش کنیم. چرا هر روز باید یک جور خودمون رو مضحکه دست خارجی ها کنیم؟ پهلوی یا جمهوری اسلامی نداریم. هیچ حکومتی خوب مطلق یا بد مطلق نیست. پس بیاید دستامونو به دست هم بدیم و با هم متحد بشیم سعی کنیم ایران رو بسازیم. و به جای این دو دسته بازی ها و تفرقه افکنی ها همه با هم ، در کنار هم ، دست در دست هم پیروزی ملی پوش هامون رو جشن بگیریم و خدا رو شکر کنیم که ایرانی به دنیا اومدیم و ایرانی میمیریم. چه حضرت آیت الله خامنه ای بر مسند قدرت ایران باشه چه اعلیحضرت شاهنشاه پهلوی.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 7:47 قبل از ظهر  توسط امين  | 

                    

                               

                                                            بزرگنمایی                                           بزرگنمایی

                                                                                                

                                                

                                                                بزرگنمایی

چند ماهی است که پخش سریال تلویزیونی مدار صفر درجه حسن فتحی شروع شده. قسمت اول سریال رو که دیدم اصلا دید مثبتی نسبت بهش نداشتم. اولین چیزی که توی ذوقم زد دوبلاژ بود. همیشه به این فکر می کردم که چرا بیشتر فیلم های تاریخی ما دوبله میشن در حالی که صدای سر صحنه چندین برابر جذابیت داره. بحث هایی مثل تشکیل دولت یهود و این حرفها رو هم که دیدم تصمیم گرفتم قید تماشای این سریال رو بزنم.

یکی دو هفته گذشت تا این که شهاب حسینی نقش اول مرد این سریال در یکی از برنامه های شب شیشه ای که رضا رشید پور اجراش می کرد دعوت شده بود. اون شب شهاب حسینی خیلی از این سریال تعریف کرد و گفت که بهترین بازی عمرش رو در مدار صفر درجه انجام داده. تصمیم گرفتم به خاطر اون هم که شده یه چند قسمتی از این سریال رو ببینم شاید نظرم عوض بشه و عوض هم شد.

به نظر من مدار صفر درجه یکی از پر خرج ترین و بهترین سریال های تلویزیون در سال های اخیره و حداقل تا چند سال آینده مثل اون تکرار نخواهد شد. این همه سیاهی لشکر که توی قسمت های مختلف سریال می بینیم ، تصویر برداری در مجارستان و فرانسه ، کار کردن با بازیگرهای خارجی در شرایطی که ممکنه  در یک سکانس 5 بازیگر با 5 زبان مختلف با هم صحبت کنند، زنده کردن نسبی فضای تاریخی سال 1320 و … کار هر کسی نیست و یه پیشرفت بزرگ برای حسن فتحی به حساب میاد. بازی شهاب حسینی هم که همون طور که خودش گفته بود برای یک سریال تلویزیونی واقعا کم نظیره و من هم موافقم باهاش که سقف بازیش در مدار صفر درجه بوده. مثلا اگه یادتون بیاد سکانس هایی مثل کشته شدن پروفسور وایز و بعد از اون که حبیب لباسش رو عوض می کنه و دکمه هاش رو اشتباه می بنده، لحظه اعدام اشمیت مایر ، زمانی که حبیب برای اولین بار به سر قبر پدرش میاد و همین اواخر سکانسی که در یک کافه در حال صحبت کردن با سارا در حال خندیدن اشک در چشمانش جمع میشه و سعی می کنه خودش رو کنترل کنه بسیار ماهرانه بازی شده بودند و نشون میده چنین بازیگری خیلی بیشتر از اینها می تونه در سینما مطرح بشه.

موضوع دیگری که نظر منو خیلی جلب کرد ، جسارت حسن فتحی و حسن بشکوفه در عبور در خط قرمزها و محدودیت های تلویزیون ایران بود. در پروژه های بزرگ و پر خرجی مثل مدار صفر درجه معمولا تهیه کننده ها و کارگردان ها ریسک نمی کنند و سعی نمی کنند زیاد از خط قرمز عبور کنند تا مبادا مشکلی در پخش سریال به وجود بیاد. یکی از سریال هایی که مثل همین مدار صفر درجه در خارج از کشور فیلم برداری شده بود ، وعده دیدار بود که جمال شورجه برای شبکه دو ساخته بود و با نام پرده عشق به نمایش در اومد. در این سریال برای نقش زنان خارجی از پیرزن هایی بسیار زشت و بد ترکیب استفاده کرده بودند و موهای اونها رو مثل بازیگران ایرانی بسته بودند و زیر کلاه قایم کرده بودند. ولی در این سریال سکانس هایی از روابط عاشقانه عاشق و معشوق آلمانی و فرانسوی ، آرایش هایی نامتعارف برای تلویزیون ، رقصیدن سربازهای مست آلمانی ، نواختن ویولون و پیانو در شرایطی که نمایش ساز موسیقی در تلویزیون ممنوعه و حتی سکانسی که ایرج راد به قصد در آغوش کشیدن لعیا زنگنه به سمتش می ره ولی لعیا زنگنه مثلا ناراحته و از این کار امتناع می کنه رو در شبکه ای مثل شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی می بینیم.

در مورد پیام سریال هم تا اینجا برداشت من تاکید بر دوستی و صلح بین ادیان مختلف و یکی دونستن نژادها و رنگهای مختلف مردم کره زمین بوده. ولی الآن برای قضاوت زوده. باید صبر کنیم ببینیم پایان داستان چی میشه. بعید نیست که سریال تشکیل دولت یهود رو نقد کنه و غیر مستقیم به مخاطب بگه که اسراییل باید از روی نقشه کره زمین حذف بشه.

نمی خوام بگم مدار صفر درجه یه سریال عالیه که هیچ عیب و نقصی نداره. اتفاقا خیلی از قسمت های سریال مشکل داره که الآن جای بحثش نیست. ولی در کل محسناتش به عیوبش می چربه و مدار صفر درجه در بین سریال های ایرانی که در حال پخش از تلویزیون هستند کاملا یک سر و گردن بالاتره اگرچه متاسفانه در نظرسنجی های صدا و سیما سریال هایی مثل چارخونه یا ماچند نفر رتبه های بالا رو به خودشون اختصاص داده اند.

به هرحال امیدوارم مدار صفر درجه در این چند قسمت آخر آبرومندانه تموم بسه و اگه خواست در مورد تشکیل اسراییل صحبت کنه که خواهد کرد بی طرف باشه.    

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط امين  |