
زهر اول: این خبر رو از روزنامه محلی خبر جنوب خوندم؛
زنی 40-30 ساله در یه اقدام جنون آمیز سر نوزاد معصوم 5 روزه اش رو گوش تا گوش می بره. این زن که از زنان خ ی ا ب ا ن ی بوده علت این اقدامش رو انتقاد از مردهایی که باعث به دنیا اومدن این کودک شده اند بیان می کنه و از کارش کاملا راضیه.
زهر دوم: این خبر رو چند ماه پیش در اینترنت خوندم و منبعش رو فراموش کردم؛
جسد یه جنین یک تازه به دنیا آمده همراه با بند نافش در کنار جوی آب کنار خیابان پیدا میشه. به گفته پزشکی قانونی مادر این جنین قصد سقط اون رو داشته و در ماه های آخر بارداری به طرز وحشتناکی اون رو می کشه و در خیابان رها می کنه.
زهر سوم: این خبر رو از تحریریه خاموش خوندم ؛
زنی که نامادری دو دختر بچه 6 ساله و 9 ساله بوده برای خلاص شدن از دستشون به اونها آموزش روابط ج ن س ی زننده می داده و براشون فیلم های س ک س ی می گذاشته تا با دیدن این فیلم ها آموزش ببینند و بعد اونها رو وادار می کرده با هم آمیزش داشته باشند. بیشتر به یک فیلم از نوع سینمای وحشت هالیوود شبیه است تا واقعیتی که در جامعه مدعی اخلاق ما اتفاق بیفته. ولی اتفاق افتاده. دردناک تر اینه که این ماجرا در یک خانواده حاشیه نشین و از روی فقر و تنگدستی اتفاق نیفتاده بلکه در یک خانواده نسبتا مرفه و برای تفریح نامادری اتفاق افتاده. نامادری بی رحمی که برای خلاص شدن از شر دو دختر خونده اش در شرایطی که پدر بچه ها در زندان بوده به اونها به اجبار آموزش رفتارهای زننده ج ن س ی می داده و وادارشون می کرده با هم این کار رو تکرار کنند تا وقتی پدر از زندان آزاد میشه از ترس آبرو! به فکر خلاص شدن از شر این دو کودک بیفته. این پدر بی رحم هم وقتی از زندان بر میگرده بچه ها رو به بدتریت نحو ممکن شکنجه می کنه. او با داغ زدن حساس ترین نقاط بدنشون قصد تنبیه اونها رو داشته. این پدر مثلا با غیرت در پاسخ به سوال قاضی پرونده که چرا چنین رفتار وحشیانه ای با کودکانت می کردی گفته کودکانم حرکات غیر عادی داشتند. چند بار وقتی سر زده وارد خانه شدم اونها رو دیدم که داخل کمد دیواری یا اتاق خواب هستند. حتی نقاشی هاشون که در پشت آینه پنهانشون می کردند در مورد اندام های بدن و نحوه برقراری روابط ج ن س ی بود. به همین خاطر مجبور به سوزوندن آ ل ت ت ن ا س ل ی دخترانم شدم.
روی بدن دو کودک بیش از 14 مورد سوختگی شدید دیده شده که علاوه بر اون روی بدن دختر 6 ساله آثار کبودی شدید در اثر برخورد جسام سخت دیده شده. پزشکی قانونی علاوه بر این گفته که هر دو کودک از افسردگی شدید روحی رنج می برند.
تلخه. مثل زهر مار تلخه درد آور. مصیبته. نکبته این خبر. ولی باید خوندش. باید تا آخر خوندش. باید اونایی که فرمان سنگسار میدن بدونن که نتیجه سخت گیری ها تا کجاها تاثیر می گذاره. این کار دیگه فقط یه رفتار غیر اخلاقی نیست که از زور غریزه انجام گرفته باشه. نامردیه. از نامردی هم اون طرف تر. حیوان هم چنین رفتاری با هم نوع خودش نمی کنه. بچه ها در دادگاه با رکیک ترین کلماتی که از نامادری آموزش دیده بودند اون رو مورد خطاب قرار می دادند و هر دو اعتراف می کردند که در نبود پدر نامادریشون با بیش از 70 مرد رابطه داشته و برای خفه کردن بچه ها اونها رو وادار می کرده که بعد از هر عمل کثیفی که انجام می داده بدن او و مردها رو تمیز کنند. حتی از این هم بدتر از اونها می خواسته که به تماشای رابطه خودش با مردها بشینند و بعد از تماشای کثیف ترین فیلم های پ و ر ن و عین همون ها رو براش اجرا کنند.
این ماجرا رو عمه بچه ها می فهمه و به پلیس خبر میده و پرونده این زن و مرد در شعبه 1172 دادگاه تهران در جریانه. اگرچه برای پدر تنها یک سال حبس در نظر گرفته شده و نامادری رو لابد چند سال زندان می کنند ولی آخرش چی؟ حتی اگه نامادری اعدام هم بشه آیا اون دو دختری که حتی یکیشون به کلاس اول دبستان هم نرفته می تونن آینده ای داشته باشن؟ آیا دیگه زندگی برای دختر بچه 6 ساله ای که بارها و بارها کثیف ترین فیلم ها و کثیف ترین رفتارها رو با چشم خودش دیده و بارها و بارها اونا رو با خواهرش انجام داده معنایی داره؟ آیا اینا همون دخترای مضطرب فردا نیستند؟ آیا...؟ بی خیال. هر روز و هر روز اون قدر از این زهر مارها می خوریم و عین خیالمون نیست که دیگه به تلخیش عادت کردیم. پس گوارای وجودمان باد این زهرهای تلخ.

به نظر شما توي اين قحطي بنزين اينا از کجا بنزين ميارن ليتري چند صد تومان بفروشند؟