
یه مسجدی تو یکی از محله های شیراز هست که جلوی در ورودیش پرچم اسراییل کشیده شده و هر کس بخواد وارد این مسجد بشه باید از روی این پرچم عبور کنه و در واقع روی این پرچم پا بگذاره.
همه میدونیم که روی پرچم اسراییل علامت مقدس یهودی ها یعنی ستاره داوود حک شده. و همون طور که نشان الله روی پرچم ایران برای ما مقدسه ستاره داوود هم برای پیروان حضرت موسی مقدسه. حالا سؤال من اینه که اگه مسؤولین این مسجد با سیاست های اسراییل مخالفند چرا باید به این شکل مخالفت خودشون رو اعلام کنند. شیراز یک شهریه که یهودی های زیادی در اون زندگی میکنند. در واقع بعد از تهران با ۱۰ تا ۱۲ هزار یهودی رتبه دوم رو داره. اگه یکی از همین یهودی های هم وطن خودمون از جلوی این مسجد رد بشه و این مسجد رو ببینه چه حسی نسبت مسجد یعنی محل عبادت مسلمونا پیدا میکنه؟ چه حسی نسبت به اسلام که ما اون رو دین صلح می دونیم و در اون سازش با پیروان دیگر ادیان بسیار سفارش شده دست میده؟ اون وقت اگه امریکایی ها توی کشورشون پرچم ایران رو به آتش بکشند یا قرآن رو لگد مال کنند ما میگیم وحشی اند و گاوچران.خوبه مسیحیا بیان دم در کلیساشون از روی کلمه الله رد بشن؟ یا یهودیا دم در کنیسه هاشون؟
اگه لگد مال کردن کلمه الله کار درستی نیست و اهانت به مسلمانان به حساب میاد لگد مال کردن ستاره داوود هم اهانت به یهودی هاست. همین

چند دقیقه پیش رفتم سر کوچه خرید کنم. از جلوی یک نانوایی رد می شدم. دیدم دو نفر دارن دعوا می کنند. یک آقای 60-50 ساله و یک خانم 50-40 ساله. سر خنک کردن نون هاشون. چند لحظه ایستادم نگاهشون کردم. یک درگیری لفظی همراه با فحش و فحش کشی در ملأ عام جلوی چشمان کودک خردسال اون طرف خیابون که داره توی پارک بازی می کنه. جلوی چشمان دختر جوان مرد که توی ماشین نشسته و پدر رو الگویی برای خودش می دونه.مرد با الفاظ رکیک قصد تخریب شدید شخصیت زن جلوی مردم رو داره و در درگیری لفظی بر زن کاملا پیروزه. صاحب نانوایی میاد و میگه حاج آقا شما کوتاه بیاین. شما صلوات بفرستید!!
آیا این حاج آقا همون حاجی ای است که سال پیش از مکه اومده؟ آیا این همون حاج آقایی است که هر شب نمازش رو توی صف اول مسجد محل می خونه؟ آیا این همون حاج آقایی است که ماه محرم لباس سیاه می پوشه و هیأت عزاداری راه می اندازه و نذری میده؟
آیا این حاج آقا دوست داره که یک مرد مثل خودش غرور و شخصیت و حیثیت همون دختر جوانش رو توی خیابون جلوی ده ها نفر لگد مال کنه؟
من هم مثل خیلی های دیگه که دارن از کنار این قضیه خیلی ساده عبور می کنند و تو فکر قسط وام و کرایه خونه و سهمیه بنزین خودشون هستند و خودشون رو درگیر این ماجرا نمی کنند از کنار نانوایی رد میشم. یکی دو دقیقه بعد که از سوپر مارکت برمی گردم همسر حاج آقا رو می بینم که پیاده شده و میخواد حاجی رو آروم کنه. میگه این زنیکه ارزشش رو نداره که شما به خاطرش اعصاب خودتون رو خرد کنید. حاج آقا رو با سلام و صلوات و من بمیرم تو بمیری بعد از اون همه فحش هایی که نثار اون خانم محترم و خانواده اش کرد سوار ماشین می کنند و ماجرا به خوبی و خوشی برای حاجی و زن و بچه اش تموم میشه. این وسط یه قلب شکسته و تحقیر شده میمونه و یک شخصیت لگد مال شده. به حاجی میگم :
حاج اقا سر نمازت مارو هم دعاکن.